این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت رسمی شده است

مطالب ویژه


امر به معروف و نهی از منکر چند مرحله دارد؟

  • ۱۳۱

امر به معروف و نهی از منکر چند مرحله دارد ؟

امر به معروف و نهی از منکر چند مرحله دارد؟

 

در این مطلب قصد داریم مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر را توضیح دهیم.

 

حتما این مطلب را نیز ببینید :

شرایط امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟

 

نکته مهم : مراتب امر به معروف، از نرم و اروم هست تا سخت و شدید بستگی به گناه داره ...

لطفا فکر نکنید باز داریم درباره حجاب حرف میزنیم.

اتفاقا بحث بی حجابی جزو مواردیه که عموما لحن خوش و مهربان جواب میده ...‌

اما گناهان بزرگتر و خطرناک تری هستن که لازمه برخورد سخت تر باشه ... مثل دزدی ...مثل آدم کشی....مثل دست بردن به بیت المال و....‌ ‌ ‌ 

 

 

پخش آنلاین کلیپ :

 
 
 
 

مراحل و مراتب امر به معروف و نهی از منکر

١. امر و نهی قلبی

مقصود از امر و نهی قلبی، اظهار کراهت قلبی است؛ یعنی مکلف باید تنفر و انزجار درونی خود را نسبت به انجام منکر و ترک معروف، آشکار سازد.

٢. امر و نهی زبانی

مکلف باید تارکِ معروف یا عامل ِمنکر را با زبان، امر و نهی کند. در این مرتبه اگر احتمال دهد با موعظه و نصیحت و گفتار ملایم، اثر حاصل می‌شود، باید به همین مقدار اکتفا کند و تجاوز از آن جایز نیست؛ همچنانکه اگر ترک منکر یا اقامۀ معروف، متوقف بر گفتار شدید و غلیظ یا تهدید باشد، باید طبق آن عمل کند.

٣. امر و نهی عملی

امر و نهی با استفاده از قدرت عملی، مقصود از این مرتبه این است که مکلف باید با اِعمال قدرت و رفتار عملی، متخلف را از انجام منکر و ترک معروف باز دارد. توجه داشته باشید که در زمان برپایی حکومت اسلامی امر و نهی عملی، وظیفه حکومت است نه افراد.

ملاحظه: هنگام امر و نهی، ترتیب مراحل فوق باید رعایت شود؛ یعنی تا زمانی که مرتبۀ اول مؤثر است، به کار بردن مراتب بعدی جایز نیست به عنوان مثال امر و نهی زبانی، مراتب دارد؛ در صورتی که در سخن نرم، احتمال اثر باشد، جایز نیست که آمر و ناهی با سخن تند و خشن، امر به معروف و نهی از منکر کند.

حتما این مطلب را نیز ببینید :

شرایط امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟

 

شرایط امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟

  • ۵۳

شرایط امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟

شرایط امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟

 

طبق نظر تمام مراجع تقلید شیعه و سنی ،ایرانی و غیر ایرانی، امر به معروف و نهی از منکر چهار شرط داره.

یعنی هروقت از گناهی مطلع شدیم و این چهار شرط هم وجود داشت، بر ما واجبه که امر به معروف و نهی از منکر کنیم.‌

در این پست 4 شرط رو به صورت کامل توضیح دادیم، این پست دقیقا بر اساس متن احکام رساله مراجع عظام تقلید تهیه شده.

بعضی ها به بهانه ی اینکه : امر به معروف شرایط داره اون رو انجام نمیدن!

بله، شرط داره، فقط چهار شرط ‌ و بر تمام انسانها واجبه که این شرایط رو یاد بگیرند‌ و بلد نبودنش عذری برای انجام ندادنش نیست.

 

حتما این مطلب را نیز ببینید :

امر به معروف و نهی از منکر چند مرحله دارد؟

 

شرط اول امر به معروف و نهی از منکر - احتمال تأثیر

 
 
 
 
 

شرط دوم امر به معروف و نهی از منکر - شناخت معروف و منکر

 
 

دانلود کلیپ دوم

 

 

شرط سوم امر به معروف و نهی از منکر - اصرار بر گناه

 

 

دانلود کلیپ سوم

 

 

شرط چهارم امر به معروف و نهی از منکر - نداشتن مفسده ی اهم

 
 

دانلود کلیپ چهارم

 

 

شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر:

١. علم به معروف و منکر

امر و نهی کننده باید معروف و منکر را بشناسد؛ در غیر این صورت موظف نیست که امر به معروف و نهی از منکر کند. اگر عامل از روی اجتهاد یا تقلید، عملی را حرام یا واجب نمی داند، امر و نهی او واجب نبوده بلکه جایز نیست؛ هر چند نزد آمر (طبق اجتهاد یا تقلید) عمل عامل، ترک واجب یا انجام حرام محسوب شود.

 

٢. احتمال تأثیر

اگر آمر یا ناهی احتمال دهد که امر و نهی او (هر چند در آینده ) اثر و نتیجه‌ دارد، واجب است امر و نهی کند؛ هر چند گمان قوی بر عدم تأثیر داشته باشد. اگر امر به معروف و نهی از منکر توسط آمر به تنهایی، احتمال اثر ندارد ولی با هماهنگی و کمک گرفتن از دیگران احتمال اثر وجود دارد، هماهنگی و کمک گرفتن از دیگران برای انجام این واجب مهم، لازم است.

 

٣. اصرار بر گناه

شخص گناهکار بر استمرار گناه، اصرار داشته باشد و اگر معلوم باشد یا حتی احتمال داده شود که بدون امر و نهی از خطا دست بر می دارد (یعنی معروف را به‌جا می آورد و منکر را ترک می کند)، امر و نهی او واجب نیست.

 

٤. نداشتن مفسده

امر و نهی، مفسده نداشته باشد؛ بنابر این اگر احتمال عقلایی داده شود که در اثر امر و نهی به آمر و ناهی یا به مسلمان دیگر، مفسده‌ای از قبیل ضرر جانی، آبرویی یا مالی برسد یا به حرج می افتند، امر و نهی واجب نیست، بلکه در مواردی جایز نیست. البته اگر معروف یا منکر از اموری باشد که برای شارع مقدس اهمیت زیاد دارد (مثل حفظ جان گروهی از مردم یا حفظ اسلام و مانند اینها)، باید اهمیت لحاظ شود؛ یعنی صرف ضرر و حرج در این گونه موارد، مانع وجوب امر و نهی نیست؛ بنابر این اگر ـ مثلا ـ اقامۀ حجت های الهی برای دفع گمراهی و ضلالت، متوقف بر بذل جان یک نفر یا بیشتر باشد، وجوب امر به معروف و نهی از منکر، ساقط نمی شود.

نکته: امر به معروف و نهی از منکر در صورتی واجب است که شرایط چهارگانه، موجود باشند؛ بنابراین اگر امر و نهی یکی از شرایط را نداشته باشد (مثلاً مفسده داشته باشد)، امر و نهی واجب نیست؛هر چند شرایط دیگر را دارا باشد.

 

 

لطفا این پست رو زیاد نشر بدید چون شبهات زیادی درباره ی احتمال تاثیر هست که موجب شده مردم واجب دینی شونو انجام ندن... و وای از فردای قیامت که مومنانی باشند که واجبات شونو انجام ندادند!!!!‌

 

حتما این مطلب را نیز ببینید :

امر به معروف و نهی از منکر چند مرحله دارد؟

 

وضعیت بسیار تأسف بار در مدارس - اجرای آهنگ جنتلمن ساسی مانکن در مدارس

  • ۱۵۳
وضعیت بسیار تأسف بار در مدارس
اجرای آهنگ جنتلمن ساسی مانکن در مدارس
 
 
 
پس از منتشر شدن کلیپ رقص دانش آموزان به سراغ والدین آن‌ها رفته ایم و واکنش آن ها را نسبت به پخش این موزیک و مفهوم آن...
 
چند سالی هست که دلسوزان فرهنگی کشور هشدار این روزها را میدادن ، و این اتفاق ها ، ثابت میکنه که آموزش و پروش ما داره امثال ساسی مانکن را پرورش میده!!!
 
 
هیچ کس با شادی و نشاط مشکل نداره
شادی نه ابتذال!!!
 
 
قسمتی از متن بی محتوا و خلاف اخلاق این آهنگ :

ای وقتشه بدی لبه رو بِیبی
بدو بدو بگیر کمرو هی قر
بیا بیا قرش بده سکسی
واسه همه زنگ زدنات مرسی
واسه همه پیگیریات مرسی

وای بدنو ببین جووون بابا خودتو بلرزون بابا
همه میگن ساسی پاشو همه رو برقصون دادا

آقامون جنتلمنه جنتلمنه
این خانوم هم عشق منه عشق منه
آقامون جنتلمنه جنتلمنه
این خانوم هم عشق منه شق منه
 
پی نوشت : طی چندروز گذشته برخی از مدارس کشور بصورت هماهنگ اقدام به برگزاری رقص دسته‌جمعی نموده‌اند، این اتفاق در حالی صورت میگیرد که وزیر آموزش و پرورش متعهد شده بود از اجرای سند ۲۰۳۰ در مدارس جلوگیری نمایید.

استاد رائفی پور - خودنمایی با چادر ممنوع

  • ۲۰۸۹
استاد رائفی پور - خودنمایی با چادر ممنوع
حجاب نمایشی در اینستاگرام
 
 
 
#خودنمایی_با_چادر_ممنوع

آرایش غلیظ و خودنمایی با چادر جور در نمیاد!!!

لازم نیست برای تبلیغ چادر ، عکس با چادرتو بزاری جلو دید همه!

حجاب به چادری بودن نیستاا !

حرمت چادرتو نگه دار!

✔کسی که چادر سرش میکنه باید عفت و پاک دامنی و شرم و حیا به همراه داشته باشه...

چادر بدون عفت و پاک دامنی.
بی حرمتی به چادر هستش.

لازم نیست نشون بدی که چادری هستی...
 
 
 
 
سنگینی و وقار ِیک خانوم ،
فقط به "چادرش" نیست ! به رفتارش هم هست .
چه فایده چادر میپوشی ولی کلی عکس ِ جلف و با آرایش از خودت توی فضای مجازی
به "اشتــراک" میذاری ؟؟!!
 
 
چادر آداب دارد
حیا راکه نفهمی چادر هم تو را محجبه نمیکند
کجای دین اسلام گفته میتونید با چادر
در برابر هزاران نامحرم خودنمایی کرد ؟؟
چرا حجاب فاطمی را به انحراف می کشید؟؟

"حجاب" باید طبقِ احکام باشد ،
واگرنه "بیراهه" است ..
حجاب نباید باعث شهرت و تبرج شود
 
 
 
-------------------
اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

-------------------
#استاد_رائفی_پور #رائفی_پور #حجاب #تبرج #خود_نمایی #تبرج_ممنوع_چه_با_چادر_چه_بی_چادر  #تبرج_ممنوع #چادر #چادری_ها #چادری_نما #دلبری_با_چادر #چادریهای_اینستاگرام #بی_حیایی__با_چادر_حضرت_زهرا_ممنوع

-------------------

حجاب نمایشی در اینستاگرام

  • ۲۶۲

حجاب نمایشی در اینستاگرام

پندار شناسی اینستاگرام

 

 


 

تا چندی پیش نگاتیو کالای گران و خاص بود که نه ارزان بدست می آمد و نه ارزان مصرف می شد. محدودیت داشتن نگاتیو، عکاسی را به هنر تبدیل کرده بود. چشم عکاسان باید سوژه و قاب را با وسواس می جست و انتخاب می کرد. بنابراین هر چیزی شانس آنرا نمی یافت که به «عکس» تبدیل شود. بنابراین عکس امری همه جایی و همگانی نبود و کم و بیش به بخشی از حوزه ی فاخر مصرف فرهنگی مربوط می شد. حتی آنهنگام که بنابود یادگارهایی از اشخاص بر روی دیوار یا طاقچه قرار بگیرد، آیینی از آماده سازی و ژست های تعریف شده طی می شد؛ چون احتمال تکرار و تعدد آن آسان نبود.

 

با دیجیتال شدن عکاسی، تولید و مصرف عکس آنچنان آسان و هرجایی شد که به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. گوشی های تلفن همراه و نرم افزارهای موبایلی جزءجزء زندگی را قاب بندی می کنند و به اشتراک می گذارند. به نوعی عکس به زبان بی زبان گفتگو و تعاملات میان فردی بدل شده و جای متن و مفهوم را گرفته است. زندگی انباشته از عکس و تصویر چگونه باید ادراک شود؟ در این میان «اینستاگرام» با جذابیت رو به تزاید خود، تصویری جدید از دنیایی است که زندگی به روایت عکس را در خود جای داده است. اما رمز و راز این جاذبه چیست:


۱- عکس سلفی، فردگرایی سوبژکتیویستی؛

 

 

تفاوت رمان جدید با قصه های گلستان سعدی یا کلیله و دمنه چیست؟ ایران علیرغم اینکه سرزمین ادبیات و قلم بوده است اما هیچگاه اثری شبیه به «رمان» را در میراث ادبی خود ندارد. پرداختن به جزییات احوال و اقوال و بازگویی اغراق آمیز ابعاد زندگی دنیوی در سنت ادبی و هنری ما امری نامطلوب بوده است. فرهنگ و ادبیات انسان مدار مدرن در گفتن و به تصویر کشیدن جزییات نفسانی مبالغه می کند و این نشانی از «سوبژکتیویته» رخنه کرده در وجود انسان مدرن است. وقتی دوربین ها به سمت فاعل عکاسی برمی گردد و خود را سوژه می کند(سلفی) در واقع گویی حیث وجودی خویش را برتر از همه ی جهان پیرامون خود درک می کند. عکس سلفی، آوردن «خود» از حاشیه است به کانون توجه؛ هم توجه خود و هم دیگران. فرد منتشر در تاریخ امروز ما هرقدر بیشتر بی مایه می شود بیشتر «خود» را به رخ می کشد. یکی از تجلیات این فردگرایی سوبژکتیویستی در «خود نمایی اجتماعی» و«تن نمایی» است. صفحه ی شخصی فرد منتشر در اینستاگرام در عین حال که پرده برداری تصویری از ابعاد متکثر و پاره پاره ی ذهن اوست، بیرون آوردن هرکس از بعد مخفی و باطنی وجودش به عالم تظاهر و ابراز است. ممکن است در گرایش های مدرن مطالعات روانشناختی، این به اتفاق عنوان رهاشدن افراد از «درون گرایی» یا «خودسانسوری» اطلاق شود، و این هم دقیقاً مرحله ای از اخلاق فردگرایانه ی اومانیستی است.

 

 

 

۲- حجاب نمایشی و کشف حجاب تدریجی؛
 
 

 

 در این میان حضور تصویری عفیفانه ی زنان و دختران در اینستاگرام مساله ی متناقض نمای دیگری است. آنها هم خود را می پوشانند و هم به رخ می کشند. نمایش شیوه ی پوشش نوعی ابزار ابراز هویت است. از طرفی باید پوشش و حیا و عفاف به عنوان یک هویت به چشم آید و چشم پرکن باشد و از طرفی باید مصداق عفاف و حجاب باشد و این همان پارادوکس تصویری شدن زنان محجبه است. وسوسه ی «خودنمایی» اینستاگرام ابتدا زنان مومنه را در «لانگ شات» قرار می دهد و آرام آرام به چشم بیننده نزدیک می کند. خاصیت جلوه فروشی اینستاگرام بتدریج بر دختران غلبه می کند و کشف حجابی تدریجی رخ می دهد چراکه اساساً اینستاگرام دنیای جلوه فروشی و اشتراک گذاری همه ی ابعاد یک زندگی هرجایی و دم دستی است؛ قرار دادن همه ی پستو در ویترین؛ حتی اگر شهروند این شهر رویایی بخواهد از معنوی ترین حالات خود تصویرسازی کند درواقع چه اتفاقی می افتد؟ به نمایش گذاشتن نفسانی احوالی که نمایشی نیست. چیزی مانند «تظاهر به اخلاص» یا «نمایش عفاف»!


۳- لذت ابراز عقیده در جنگ گفتمان ها؛

بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی شیفته ی امکان بلند بلند گفتن باورمندی های خود هستند. در دنیایی که وجه بارزش تکثر گفتمان هاست، اینستاگرام مانند این است که در میان همهمه ها و شلوغی های خیابان یک تابلو بلند کرده باشی تا توجه دیگران را به یک شعار جلب کنی. افشاکردن دائمی باورمندی ها و به خصوص قرارگرفتن در حلقه ای از تاییدها یا طردها، به یک لشکرکشی مجازی می ماند. بخشی از لذت بودن در این دنیای ظاهراً مجازی، به امکان برهنه کردن ذهن نه چندان استاندارد در برابر چشم های دیگران است.


۴- پارادوکس آزادی و خشونت؛

حضور فالوورها به مثابه تماشاگرانی که برای یک سخنران کف می زنند، واجد وجه محدود کنندگی هم هست. هر ابراز عقیده ای با تایید، رد یا «نفهمیدن» مواجه می شود. در غالب اوقات احساس آزادی ناشی از بلند بلند گفتن باورمندی ها، با تلخی ناشی از «نفهمیدن» یا طرد درهم می آمیزد. از آنجاکه اینستاگرام واجد وجه بصری بیشتری است، برای شخصیت های سمعی محدود کنندگی بیشتری دارد. آنها که بدنبال انتقال مفاهیم از طریق مفاهیم هستند، در اینستاگرام غالباً مغبون اند؛ اما حتی سرخوردگی ناشی از طرد یا نفهمیدن، با امکان لذت بخش دیگری ترمیم می شود. اینستاگرام هم مانند اغلب شبکه های اجتماعی قدرت محوکنندگی و حیات بخشی را به شهرندان خود می دهد. اوج خشونت در این دنیا، با «بلاک کردن» به مثابه دستور معدوم کردن همراه است؛ مانند قیصر روم که انگشت شست خود را برای اعطای حیات یا گرفتن جان گلادیاتورها حرکت می دهد. از طرفی آرام آرام احساس آزادی در بیان یله و بی حد و حصر باورمندی ها با وحشت ناشی از تفتیش عقاید شهروندان دیگر مواجه می شود. ذهن آزاد بتدریج می آموزد که برای کمتر طرد شدن و امکان کنترل واکنش ها به استانداردسازی و تراشیدن حرف ها دست بزند و اینچنین است که احساس رها بودن فرو می نشیند.

 

 

 

نتیجه:

 

توجه داشته باشیم که پدیدارشناسی به معنای توجه به اقتضائات پدیده ها و جنبه های قدرتمند درونی آنهاست و نه انکار تمامیت اراده و اختیار انسان؛  این تحذیر از آن باب بود که در ورطه ی دترمینیسم(جبرگرایی) تکنولوژی نغلطیم و تمام پدیده های اخلاقی، اجتماعی و روانشناختی را معلول یک امر تکنیکی ندانیم. ولی تاملات پدیدار شناسانه ساده لوحی ابزارانگارانه را هم نفی می کند. هستند بسیاری که تفاوتی در انواع رسانه ها و تکنولوژی های ارتباطی نمی بینند و تصور می کنند می توانند براحتی آنها را در اختیار بگیرند و به انقیاد خود درآورند و در امان بمانند. به طور مثال هستند کسانی که با مقاومت فرهنگی بخواهند بر اقتضائات سوبژکتیویستی و عریان کننده ی اینستاگرام غلبه کنند؛ و این خود جالب خواهد بود که منتظر نتیجه ی این تنازع باشیم. مهمترین نکته برای غلبه بر این اقتضائات، خودآگاهی به ماهیت و کارکرد این نرم افزار و تغییر شیوه ی بودن در آن فضاست. به تعبیری هرکس شهروند مطیعی برای این عالم تکنیکی باشد به اقتضائات آن تن در داده؛ بنابراین شوریدن بر این اقتضائات، زمینه ی در امان ماندن و کمتر لطمه دیدن است.

حجاب و خودنمایی زنان در اینستاگرام - استاد رائفی پور

  • ۳۸۷
حجاب و خودنمایی زنان در اینستاگرام - استاد رائفی پور
 
تبرج (خود نمایی) ممنوع
 

 
استاد علی اکبر رائفی پور در این سخرانی جنجالی اشاره به خودنمایی زنان و دختران چادری محجبه در اینستاگرام می پردازد

 
 
 
تبرج (خودنمایی) در آخر الزمان از استاد رائفی پور
 
سنگینی و وقار یک خانم
فقط به "چادرش" نیست! به رفتارش هم هست
چه فایده چادر میپوشی ولی کلی عکس جلف و با آرایش از خودت توی فضای مجازی به "اشتراک" میذاری؟؟
 
چادر آداب دارد
حیا را که نفهمی چادر هم تو را محجبه نمیکند
کجای دین اسلام گفته میتونید با چادر
در برابر هزاران نامحرم خودنمایی کرد؟؟
چرا حجاب فاطمی را به انحراف می کشید؟؟
 
حجاب"باید طبق احکام باشد"
و اگر نه "بیراهه" است
حجاب نباید باعث شهرت و تبرج شود
 
کجا داریم میریم؟؟
قرار بود بیاییم توو فضای مجازی و با دشمن بجنگیم نه اینکه بشیم سرباز دشمن!!
قرار بود بشیم یاری رسان امام زمان (عج)
ولی انگار راه رو گم کردیم!!
 
قرار بود بعد از شهدا
به وصیت نامه هاشون عمل کنیم,پس چی شد؟؟
اونا توی جنگ سخت جنگیدن حالا نوبت ماست که توی جنگ نرم بجنگیم...
میتونیم رزمنده باشیم یا نه؟؟
بسه دیگه اینقدر گفتیم شهدا شرمنده ایم...
بهتره از این به بعد بگیم شهدا بی عرضه ایم
 
 
پی نوشت : بمیرند مسئولین کشور , که در یک جامعه اسلامی
اونقدر سرگرم دزدی و اختلاس ها هستند , که از فرهنگ سازی غافل شدند (البته نه تمام مسئولین)
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
 
 

آسیب شناسی هرزه بینی

  • ۱۵۴
آسیب شناسی هرزه بینی
 

ببخشید آقا میتونم به خانومتون نگاه کنم و لذت ببرم؟


 
 
 
چرا چشم چرانی در جامعه زیاد شده است؟؟
افراد چشم چران به بیماری تنوع طلبی دچار خواهند شد به صورتی که دیگر حتی با ازدواج هم دیگر راضی نخواند شد که در نهایت به پوچی روانی منجر خواهد شد.

چشم چرانی و هرزه بینی یکی از بدترین مشکلات اجتماعی است که متاسفانه امروزه خیلی از جوانان و حتی کودکان را درگیر خود کرده است که باید به درستی علت یابی شود زیرا این گناه در نهایت به اعتیاد و آسیب روانی منجر خواهد شد ، باید راه های پیشگیری یا درمان آن را در جامعه نهادینه کرد.
اما ما در این مطلب چند داستان را با همین موضوع گردآوری کرده ایم  و سپس به علت یابی این مشکل پرداخته ایم.



 

ببخشید آقا میتونم به خانومتون نگاه کنم و لذت ببرم؟

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:
ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

 

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... غلط میکنی تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟

 

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:

خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد ... 
همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...

 

+آسیب شناسی هرزه بینی در ادامه مطلب ...


 
 
 
 

 

آسیب شناسی هرزه بینی



 

 

هرزه بینی(مبتذل بینی) 

داشتن شهوت از ویژگی های انسان است، ولی در صورتی وجود این غریزه مفید است که به صورت متعادل اداره شود. افراط در شهوت، عقل را ضعیف می کند و انسان را به وادی هوای نفس و گناه وارد می نماید. دستورات اسلام به گونه ای است که هم باعث حفظ این نیرو می شود و هم آن را کنترل می نماید و به حفظ تعادل آن توصیه می کند؛ زیرا انسان در مسیر سعادت و بهروزی و رسیدن به قرب الهی نیازمند ابزارها و زمینه های است که او را پاداش داده و آماده سازد. چشم و گوش و سایر ابزار معرفتی خود را کنترل نماید تا عقل و فکر او را به تسخیر نگیرد، چون طبیعی است که چشم، شاهد تأثیرات عمیق و فوری است که از آهنگ و فیلم های مبتذل برمی خیزد، بر دل می نشیند و در قلب شور و هیجان بر پا می کند، تا آن جا که این ارتعاشات سوار بر احساس آدمی او را به وادی خیال، شهوت، فساد و بی بند و باری سوق می دهد. این پیشامد موجب می شود که عقل از محاسبات جدی، دقیق و واقع بینانه به دور بیفتد، و در نهایت به پژمردگی، ستم یا افسردگی در انجام وظایف دینی و الهی (فردی و اجتماعی) منتهی شود. به اتفاق همه دانشمندان علم اخلاق، رمز خوشبختی و سعادت حقیقی بشر در کنترل اعضاء و جوارح و تعدیل احساساتش نهفته است که از آن به عدالت تعبیر می شود و آن به معنای واقعی کلمه در منطبق کردن مسیر زندگی با راه خدا که صراط مستقیم است خلاصه می شود، زیرا روح آرامش و اطمینان آن جاست.

اختلال «هرزه بینی» در دنیای مجازی که از ارمغان های تکنولو‍ژی رسانه ای دوره پست مدرنیزم، نقش بی بدیلی در ایجاد، تشدید و تو سعه آن دارد، متعلق به قشر جوان و یا یک گروه سنی خاص نیست بلکه موضوعی است که براحتی می تواند بر هر گروه سنی، جنسی، ملیتی، گروه های فرهنگی و حتی مذهبی تأثیر گذار باشد. با چنین رفتارهایی باید قبل از اینکه غیرقابل کنترل شوند، مقابله کرد. هرزه بینی هم مثل چیزهای دیگر، عادتی اعتیادزا است که خیلی زود از کنترل خارج می شود. باور این نکته ضروری است که هرزه بینی و هرزه نگاری تنها تولید و مشاهده جنسی نیست بلکه اعتیادی است که همچون مواد مخدر، ویرانگر و دارای درجات مختلف می باشد.

 

 

تعریف هرزه بینی

«هرزه بینی» به معنای استفاده (غالبا مشاهده) مطالبی است مستهجن که از لحاظ جنسی آشکار هستند و عمدتاً به قصد تحریک جنسی ارائه می شوند که اغلب دارای سه خصیصه هستند:

1- به طور کلی، خواهان یک علاقه شدید (وقیح، هولناک، بی شرمانه یا شهوانی) جنسی هستند؛

2- ارتباط جنسی را به شیوه ای آشکار و آزار دهنده توصیف می کنند. (به عبارت دیگر، از معیارهای جامعه کنونی فراتر می روند و توصیفاتی از ارضا یا فعالیت جنسی را بیان می کنند)؛

3- به طور کلی فاقد ارزش ادبی، هنری، سیاسی و علمی هستند.

 

بیان شرعی

چشم چرانی

همانگونه که می دانید ملاک قبولی اعمال در قیامت، همراهی عمل با نیت تقرب به خدا (در عبادات) و تطابق ظاهر آن عمل با دستور شرع است. در زمان غیبت ائمه (علیهم السلام) منشاء دستورات شرعی (به فرموده خود معصومین) فقها و مراجع عظام تقلیدند. پس ملاک قبولی اعمال، مطابقت آن با دریافت اجتهادی (برای مجتهد) و تبعیت آن از فتوای مرجع تقلید (برای غیر مجتهد) است؛ به نظر مراجع عظام در این مورد نگاهی بیاندازیم:

همه مراجع بزرگوار تقلید بر این باورند که: «نگاه به فیلم های محرک و شهوت انگیز، جایز نیست و بین مجرد و متأهل تفاوتی ندارد»1

تصاویر و عکس های شهوت انگیز نیز به همین حکم ملحق شده است.

ایشان حتی به بهانه تحریک جنسی (مقدمه آمیزش جنسی با همسر) نیز چنین رفتاری را جایز نمی دانند: «تحریک شهوت با نگاه به فیلم هاى مبتذل و جنسى، جایز نیست»2

 

 

علت شناسی

این ناهنجاری رفتاری (هرزه بینی ) از نظر روانشناسان دارای علل عدیده ای میباشد مثل : آسیب های زمان کودکی ، استرس و فشارهای عصبی،رؤیاپردازی های شهوانی ،رفتارهای نامتعارف والدین آشنایان و دوستان و ... که ما در صدد بیان یک به یک آن ها نیستیم  و در پی آسیب شناسی این مشکل هستیم .

 

 

آسیب شناسی

برخی آثار فاجعه آمیز این انحراف را می توان اینگونه برشمرد: این فیلم ها اثرات مخربی را در بافت خانوادها و به تبع آن در  جامعه دارد و باعث تخریب بنیان های ارشی فرهنگی و اعتقادی افراد میشود غریضه جنسی که به خودی خود سرکش و قوی هست با دیدن این صحنه ها سر به طغیان بر میدارد دیگر نه زوجین از هم راضی میشوند و نه ازدواج مشکل را حل میکند افراد تنوع طلب شده و وقاحت این امر در نظرشان از بین میرود و مشکل به اینجا ختم نمی شود و روح و روان شخص را تخریب کرده و نابود میسازد .

این تصاویر چنان در ذهن ببیننده نقش می بندد که مدتهای مدید جلوی چشم می ماند در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می دهند که خاطرات تجربه هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه نگاری و هرزه بینی را توصیف کند.

چشم‌ چرانی و خیانت چشم

پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن صحنه های مستهجن  سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می شود.

دیدن عکس ها و فیلم های مبتذل، به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می دهد تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می گردد.

این گناه، پیوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، این پیوند را قطع و ایمان او را زایل می گرداند؛ غریزه جنسی انسان را به طور افراطی تحریک کرده؛ او را از فعالیت های مثبت انسانی بازداشته؛ به سمت ارتکاب فحشا و منکرات سوق می دهد. بدین وسیله انسانیت انسان که سرمایه وجودی انسان است را از او سلب می کنند.

محروم شدن از شیرینی و لذت انس با خدا: هشیار بودن این تصاویر در ذهن و مرور دائمی و ناخودآگاه آن، حضور قلب را در عبادات به خطر می اندازد و تکرار نافرمانی خدا، بهره رابطه با او را از لذت می اندازد.همانگونه که روایات نیز بر این امر تصریح دارند، ولنگاری جنسی و ارتباطی، باعث بروز قساوت قلب می شود و مرگ معنوی قلب را درپی دارد.

و اما عذاب های فوق تصور برای این گناه بی شرمانه هرچند عرصه قیامت، صحنه بروز تمامیت فرد است که عمل و رفتار نیز در آن دارای نقش است اما همانگونه که عرفا و فلاسفه اسلامی بیان داشته اند، تمامیت انسان به روح و نفس اوست. حال حال روحی که تمام توانمندی های خود را فراموش نموده و تنها به بعدی حیوانی، آن هم به شکلی نامعقول و نامشروع، پرداخته است، چگونه خواهد بود؟ کاشته های مزرعه کوچک دنیا، وقتی به وسعت بینهایت آخرت، گسترده می شود، این همه تأثیرات روحی و جسمی، چه نمایی خواهد داشت؟

مولای ما اما علی (علیه السلام) چقدر زیبا فرموده اند که: «نفس را مشغول نگاه دارد، که اگر چنین نکنی، او تو را مشغول [خود] خواهد کرد»

 

درمان

درمان

قبل از هر توصیه ای لازم است این موضوع مهم را به شما عزیزان یاد آوری کنم  که  در روانشاسی یک اصل هست که هر چه انسان را از چیزی بر حذر دارند و به شکل تحکمی مانع او شوند بیشتر جذب آن چیزی میشود که از آن نهی شده است مثلا در فضای اینترنت دقت کنید برای جذب مخاطب بیشتر  مثلا می نویسند (بالای 18 سال) و اذهان ناخود آگاه به طرف آن هجوم می برند و بنا بر همین اصل الآن ما هر چه به خود و دیگران بگوییم نکن ،نبین،نرو، بدتر میشود .

چه باید کرد؟: بهترین راه اینست که ذهن را مشغول داریم  دیگر جنبه هایش را پرورش دهیم  تا آن جنبه ای را که مایل به حذفش هستیم در تنگنا قرار گیرد مثلا ذهن را به فعالیت واداریم مثل حل جدول

دیدن فیلم های جذاب و سالم مطالعه و عبادت ، ذهن را به هر چیز عادت دهیم همان جنبه برایش پر رنگ می شود و در همان راستا حرکت میکند مثلا افراد چاق اکثر اوقات دارند به خوراکی ها فکر می کنند و اینکه چیزی پیدا کنند و بخورند اگر ما خود به مطالعه عادت دهیم و به مطالعه مان جهت دهیم  مغز ما به طور خودکار سایر جوانب را محدودتر می کند.

ببینید مولای ما اما علی (علیه السلام) چقدر زیبا فرموده اند که: «نفس را مشغول نگاه دارد، که اگر چنین نکنی، او تو را مشغول [خود] خواهد کرد».

نصب تصاویر معنوی در خانه نیز به گونه ای که جلوی چشم باشد مفید است.

و مهم تر از همه اینکه به خدا پناه ببریم و خود را دعا کنیم «ربّ انّی اَعوذُ بِک مِن هَمَزاتِ الشّیاطین و مِن خُطُوات الشیاطین». و از توکل به خدا و توسل به ائمه (علیهم السلام) غافل نشوید.

 

داستان جوان پاکدامن :
 

جوانک شاگرد بزاز ، بی خبر بود که چه دامی در راهش گسترده است. او نمی دانست این زن زیبا و ثروتمند ، که به بهانه خرید پارچه به مغازه آنها رفت و آمد می کند ، عاشق دلباخته اوست و در قلبش ، توفانی از عشق وهوس برپاست.

روزی همان زن به در مغازه آمد و دستور داد مقدار زیادی جنس بزازی جدا کردند. آنگاه به بهانه این که پارچه ها سنگین است ، نمی تواند تا خانه آن را به دست بگیرد و پول نیز همراه ندارد. گفت:

« پارچه ها را بدهید این جوان بیاورد و در خانه به من تحویل دهد و پولش را بگیرد.»

مقدمات کار ، پیش تر از سوی زن فراهم شده بود. خانه از نامحرمان خالی بود و جز چند خدمتکار رازدار ، کسی در خانه نبود.

محمد بن سیرین ، که عنفوان جوانی را می گذراند و از زیبایی بهره مند بود، پارچه ها را بر دوش گرفت و همراه زن شد. تا قدم به خانه گذاشت ، در از پشت بسته شد . او را به داخل اتاقی مجلل راهنمایی کردند.

محمد منتظر بود که خانم هر چه زودتر بیاید و جنس را تحویل گیرد و پول را بپردازد . انتظار به طول انجامید . پس از مدتی پرده بالا رفت. خانم در حالی که خود را آراسته بود. پا به اتاق گذاشت.

جوان زیبا ، بی درنگ فهمید که دامی برایش گسترده اند. گمان کرد که با موعظه و نصیحت یا خواهش و التماس ، خانم منصرف می شود ، اما دید این کار ، خشت بر دریا زدن است.

خانم زیبا ، عشق سوزان خود را برای محمد شرح داد. به او گفت:« من خریدار اجناس شما نبودم ، خریدار تو بودم!»

جوان ، زبان به نصیحت و اندرز گشود و از خدا و قیامت سخن گفت ، ولی در دل زن اثر نکرد. التماس و خواهش کرد ، فایده نبخشید. زن گفت: چاره ای نیست باید کام مرا برآوری و همین که دید محمد در عقیده خود پا می فشارد ، تهدید کرد و گفت:

« اگر به عشق من احترام نگذاری و مرا کامیاب نسازی ، فریاد می کشم و می گویم این جوان نسبت به من قصد بدی دارد. آنگاه معلوم است که بر سرت چه خواهد آمد.»

موی بر بدن جوان زیبا راست شد. از یک سو ، ایمان و عقیده و پرهیزکاری به او فرمان می داد که پاکدامنی خود را از کف ندهد و از سوی دیگر ، سرپیچی از تمنای زن ، به بهای جان و آبرو و همه چیزش تمام می شد. چاره ای جز تسلیم ندید.

اما ناگهان اندیشه ای همچون برق از خاطرش گذشت. فکر کرد یک راه باقی است. باید کاری کنم که عشق این زن به نفرت تبدیل شود و خود از من دست بردارد. اگر بخواهم دامن تقوا را از آلودگی حفظ کنم ، باید یک لحظه آلودگی ظاهر را بپذیرم.

پس به بهانه مستراح ، از اتاق بیرون رفت و با سر و لباس آلوده به نجاست بازگشت و به سوی زن آمد. تا چشم زن به او افتاد. روی در هم کشید و بی درنگ او را از منزل بیرون کرد.

منبع: داستان راستان، شهید مطهری، ج 2، ص 53.

 
داستان حیا موسی و ازدواج یا دختر حضرت شعیب:
 
 

موسی بدون توشه راه و سفر، با پای پیاده به سوی مَدْین روانه شد و فاصله بین مصر و مدین را در هشت شبانه‎روز پیمود، در این مدّت غذای او سبزی‎های بیابان بود و براثر پیاده‎روی پایش آبله کرد، هنگامی‎که به نزدیک مَدْین رسید، گروهی از مردم را در کنار چاهی دید که از آن چاه با دلو، آب می‎کشیدند و چهارپایان خود را سیراب می‎کردند، در کنار آنها دو دختر را دید که مراقب گوسفندهای خود هستند و به چاه نزدیک نمی‎شوند، نزد آنها رفت و گفت: «چرا کنار ایستاده‎اید؟ چرا گوسفندهای خود را آب نمی‎دهید؟»

دختران گفتند: «پدر ما پیرمرد سالخورده و شکسته‎ای است، و به جای او ما گوسفندان را می‎چرانیم، اکنون بر سر این چاه مردها هستند، در انتظار رفتن آنها هستیم تا بعد از آنها از چاه آب بکشیم.»

در کنار آن چاه، چاه دیگری بود که سنگی بزرگ برسر آن نهاده بودند که سی یا چهل نفر لازم بود تا با هم آن سنگ را بردارند، موسی ـ علیه السلام ـ به تنهایی کنار آن چاه آمد، آن سنگ را تنها از سر چاه برداشت و با دلو سنگینی که چند نفر آن را می‎کشیدند، به تنهایی از آن چاه آب کشید و گوسفندهای ان دختران را آب داد، آنگاه موسی، از آنجا فاصله گرفت و به زیر سایه‎ای رفت و به خدا متوجّه شد و گفت:

«رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرٌ؛ پروردگارا! هر خیر و نیکی به من برسانی، به آن نیازمندم.»[1]

امانت‎داری و پاکدامنی موسی ـ علیه السلام ـ

دختران به طور سریع نزد پدر پیر خود که حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ پیامبر بود[2]، بازگشتند و ماجرا را تعریف کردند، شعیب یکی از دخترانش (به نام صفورا) را نزد موسی ـ علیه السلام ـ فرستاد و گفت: «برو او را به خانه ما دعوت کن، تا مزد کارش را بدهم.»

صفورا در حالی‎که با نهایت حیا گام برمی‎داشت نزد موسی ـ علیه السلام ـ آمد و دعوت پدر را به او ابلاغ نمود، موسی ـ علیه السلام ـ به سوی خانه شعیب حرکت کرد، در مسیر راه، دختر که برای راهنمایی، جلوتر حرکت می‎کرد، دربرابر باد قرار گرفت، باد لباسش را به

بالا و پایین حرکت می‎داد، موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت: «تو پشت سر من بیا، هرگاه از مسیر راه منحرف شدم، با انداختن سنگ، راه را به من نشان بده. زیرا ما پسران یعقوب به پشت سر زنان نگاه نمی‎کنیم.»

صفورا پشت‎سر موسی آمد و به راه خود ادامه دادند تا نزد شعیب ـ علیه السلام ـ رسیدند.

ملاقات موسی ـ علیه السلام ـ با شعیب ـ علیه السلام ـ و مهمان‎نوازی شعیب ـ علیه السلام ـ

شعیب ـ علیه السلام ـ از موسی ـ علیه السلام ـ استقبال گرمی کرد و به او گفت: «هیچگونه نگران نباش از گزند ستمگران رهایی یافته‎ای، اینجا شهری است که از قلمرو حکومت ستمگران فرعونی، خارج است.»

موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای خود را برای شعیب ـ علیه السلام ـ تعریف کرد، شعیب ـ علیه السلام ـ او را دلداری داد و به او گفت: «از غربت و تنهایی رنج نبر، همه چیز به لطف خدا حل می‎شود.»

موسی ـ علیه السلام ـ دریافت که در کنار استاد بزرگی قرار گرفته که چشمه‎های علم و معرفت از وجودش می‎جوشد، شعیب نیز احساس کرد که با شاگرد لایق و پاکی روبرو گشته است.

جالب اینکه: نقل شده هنگامی که موسی ـ علیه السلام ـ بر شعیب وارد شد، شعیب در کنار سفره غذا نشسته بود و غذایی می‎خورد، وقتی که نگاهش به موسی (آن جوان غریب و ناشناس) افتاد، گفت: «بنشین از این غذا بخور.»

موسی گفت: «اَعُوذُ باللهِ؛ پناه می‎برم به خدا.»

شعیب: چرا این جمله را گفتی، مگر گرسنه نیستی؟

موسی: چرا گرسنه هستم، ولی از آن نگرانم که این غذا را مزد من در برابر کمکی که به دخترانت در آب‎کشی از چاه کردم قرار دهی، ولی ما از خاندانی هستیم که عمل آخرت را با هیچ چیزی از دنیا، گرچه پر از طلا باشد، عوض نمی‎کنیم.

شعیب گفت: «نه، ما نیز چنین کاری نکردیم، بلکه عادت ما، احترام به مهمان است.» آنگاه موسی کنار سفره نشست، و غذا خورد.[3] در این میان یکی از دختران شعیب ـ علیه السلام ـ گفت:

«یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِی الْأَمِینُ؛ ای پدر! او (موسی) را استخدام کن، چرا که بهترین کسی را که می‎توانی استخدام کنی همان کسی است که نیرومند و امین باشد.»[4]

شعیب گفت: «نیرومندی او از این جهت است که او به تنهایی سنگ بزرگ را از سرچاه برداشت و با دلو بزرگ آب کشید، ولی امین بودن او را از کجا فهمیدی؟»

دختر جواب داد: در مسیر راه به من گفت: پشت‎سر من بیا تا باد لباس تو را بالا نزند، و این دلیل عفّت و پاکی و امین بودن او است.[5]

ازدواج موسی ـ علیه السلام ـ با دختر شعیب ـ علیه السلام ـ

شعیب ـ علیه السلام ـ به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: «من می‎خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار (چوپانی) کنی، و اگر تا ده‎سال کار خود را افزایش دهی محبّتی از طرف تو است، من نمی‎خواهم کار سنگینی بر دوش تو نهم، اِن شاءَ الله مرا از شایستگان خواهی یافت.»

موسی ـ علیه السلام ـ با پیشنهاد شعیب موافقت کرد.[6]

به این ترتیب موسی ـ علیه السلام ـ با کمال آسایش در مَدْین ماند و با صفورا ازدواج کرد